X
تبلیغات
پیامک

زبان وادبیات فارسی

بررسی کتب زبان و ادبیات فارسی در دوره متوسطه و پیش دانشگاهی و طرح و بررسی دروس کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی

مقامات حریری

مقامات حریری

مقامات حریری پنجاه مقامه دارد و نگارش آن ها در سال 495 آغاز شد و در 504 به پایان رسید. حریری ظاهراً مقامات را به تشویق انوشیروان بن خالد، وزیر سلطان محمود بن محمد ملکشا سلجوقی و المُستَرشد خلیفه عباسی نوشت.



شخصیّت های مقامات

قهرمان مقامه های حریری، شخصی خیالی به نام ابوزید السّروجی است. راوی ماجرا شخصی خیالی دیگری به نام الحارث بن هَمّام است. حریری، هر مقامه را از قول و روایت او با عبارت «حَدَّثَنی الحارث بن همام» آغاز می کند. برخی از قُدَما عقیده داشتند ابو زید السروجی شخصی حقیقی بود و از قول حریری نقل کرده اند که: «ابو زید، پیری بود گدا پیشه، سخندان و زبان آور که به بصره آمد و روزی در مسجد محله «بنی حرام» ـ که بزرگان و فاضلان جمع بودند ـ به سؤال برخاست و قصّه ای پرماجرا و مصیبت بار درباره خود پرداخت و چندان هنرمندانه سخن گفت و مقصود را زیبا و رسا ادا کرد که مرا به شگفتی واداشت.

شامگاهان که با برخی یارانِ ادیب بودم، داستان ابو زیدِ سائل و فصاحت و بلاغتش را گفتم. آنان او را می شناختند و هر یک قصّه ای از او شنیده بودند. من آنچه را از ابو زید در مسجد شنیده بودم، به شیوه مقامه نوشتم و آن را «مقامة الحرامیه» نامیدم. این مقامه ـ که در کتاب مقامات، چهل و هشتمین است ـ نخستین مقامه ای است که نوشته شد. آن گاه بر همان شیوه، خود داستان هایی برساختم و مقامه های دیگری پرداختم.»

راوی مقامه ها

راوی مقامه ها «حارث بن همام» خودِ حریری است. این نام با توجه به حدیث پیامبر «کُلُّکُمْ حارث و کُلّکُمْ همام» برگزیده شده است. «حارث» یعنی «کاسب و پیشه ور» و همّام یعنی «پُر اهتمام». بدیهی است هر شخصی پیشه ای دارد و صاحب اهتمام و کوششی است.

موضوع مقامات

موضوع اصلی مقامات حریری، ماجراهای چرب زبانی ها و مال اندوزی های ابو زید است. موضوعات فرعی دیگری چون: وعظ، نصیحت، تشویق به نیکوکاری، پرهیز از دنیاپرستی نیز در خلال چندین مقامه از جمله: مقامه های اول، دوم، یازدهم، دوازدهم، بیست و یکم و بیست و پنجم، دیده می شود.

ویژگی های ادبی مقامات

مقامات، جولانگاه هنرنمایی های لفظی است. غیر از سجع، حریری از انواع مختلف آرایه های بدیعی بهره برده است. برای مثال: در مقامه بیست و هشتم «المقامة السَّمرقَندیّه» ابوزید به منبر می رود و خطبه ای بی نقطه می خواند.

در مقامه هفدهم «المقامة القهقریّه» جملاتی هست که از دو سو می توان خواند از جمله:

الف ـ الانسانُ صَنیعةُ الاِحسان ;;;;;;;;ب ـ الاِحسانُ صَنیعةُ الاِنسان

در مقامه ششم «المقامة المراغیه» وقتی ابوزید در مراغه به دیوان مکاتبات می رود و ادبا و فضلا را در آن جا جمع می بیند، برای جلبِ انظار نامه ای در شرح حالِ خود به آنان عرضه می کند که در آن از هر دو کلمه یکی با حروفِ نقطه دار و دیگری با حروفِ بی نقطه است.

در مقامه شانزدهم «المقامة المغربیّه» نمونه هایی به نظم و نثر از آرایه «طرد و عکس» هست، چون «کبرَ رَجاء اَجْرَ رَبِّکَ» یعنی قلبِ کامل وجود دارد و اگر جمله را از آخرین حرف نیز بخوانیم، همان خواهد بود.

اشاره به دانش های زمان

در برخی مقامه ها، لُغَزهایی علمی هست. در مقامه بیست و چهارم «المقامة القطعیّه» مسایل نحوی، در مقامه پانزدهم «الفرضیّه» مشکلات علمِ فرائض [و ارث] و در مقامه سی و دوم «الطیبیّه» صد مسئله فقهی با پاسخ آن ها در ضمن واژه هایی غریب آمده است.

ترجمه مقامات

مقامات حریری به تمام زبان های اروپایی ترجمه شده است. کهن ترین ترجمه آن به فارسی در سال 662 ق از سوی مترجمی ناشناس صورت گرفته است که به اهتمام دکتر علی رواقی تصحیح و چاپ شده است. این ترجمه، فاقد روانی و بلاغت است و هدف مترجم صرفاً آموزش لغت عربی بوده و توجهی به انتقال پیام و جذابیت نوشته نداشته است.

خلاصه ای از مقامات حریری

در مقامه اول، حارث بن همّام، راوی مقامه ها با ابو زید سروجی آشنا می شود. بدین گونه که حارث از دیار خود به سفر می رود و در صنعاء در یَمَن کسی را می بیند که مردم بر گرد او حلقه زده اند و او با شیوایی اندرزگویی می کند.

حارث، شیفته او می شود و در پی او می رود و از نام و نشانش می پرسد، شاگرد او می گوید که استادش ابو زید السروجی است: «سِراج الغُرَباء و تاج الاُدَباء» و راوی و قهرمان با هم آشنا می شوند.

در مقامه های دیگر، ابوزید با حیله های تازه و چهره های گوناگون در شهرهای مختلف ظاهر می شود و شگفت آنکه هر بار حارث بن همام سرانجام او را باز می شناسد.

چهل و هشت مقامه شرح ماجراهای ابو زید است و شیوه های ترفند وی در مال اندوزی و گدایی. مقامه چهل و نهم «المقامة الساسانیه» تصویری از پایان عمر ابوزید و وصیت های او به فرزندش است که جز تکدّی، پیشه ای نگزیند و شیوه های او را بیاموزد.

در واپسین مقامه، ابو زید پشیمان از گذشته، به سوی خدا باز می گردد و از او آمرزش می جوید. همگان را ترک می کند؛ به شهر خود «سروج» باز می گردد؛ پشمینه می پوشد و با خلوت گزینی به زهد و عبادت می پردازد. پس از چندی، حارث بن همّام او را در سروج می یابد. روز و شبی با او به سر می بَرَد و در نماز و نیاز و ذکر و دعای او شرکت می کند. آنگاه او را به حالِ خویش وا می گذارد و باز می گردد. بدین گونه، مقامات به پایان می رسد.


تاریخ ارسال: چهارشنبه 8 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 11:25 ق.ظ | نویسنده: غلامرضا عبادی | چاپ مطلب
نظرات (1)
یکشنبه 12 اردیبهشت‌ماه سال 1389 02:53 ب.ظ
مرجان
امتیاز: 1 0
لینک نظر
سلام
رشته ی تحصیلی من نرم افزاره ولی می خوام ارشد رو ادبیات شرکت کنم ...می شه لطفا گرایش هاشو برام توضیح بدید؟
پاسخ:
سلام :
رشته زبان وادبیات فارسی دو گرایش دارد یکی خود همین زبان وادبیات فارسی و دیگری ادبیات انقلاب اسلامی موفق و پیروز باشی بر روی صندلی های کارشناسی ارشد ببینمت...
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد