X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

زبان وادبیات فارسی

بررسی کتب زبان و ادبیات فارسی در دوره متوسطه و پیش دانشگاهی و طرح و بررسی دروس کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی

جمشید

جمشید(از کتاب حماسه سرایی در ایران)

بنا بر آنچه در شاهنامه ی فردوسی آمده است جمشید پسر تهمورث پس از پدر به پادشاهی نشست ونخست به ساختن آلات جنگ پرداخت و ذوب آهن را آموخت و خود و زره ساخت وخفتان و برگستوان  به وجود آورد و در اینکار پنجاه سال رنج برد . 

 

جمشید(از کتاب حماسه سرایی در ایران)

بنا بر آنچه در شاهنامه ی فردوسی آمده است جمشید پسر تهمورث پس از پدر به پادشاهی نشست ونخست به ساختن آلات جنگ پرداخت و ذوب آهن را آموخت و خود و زره ساخت وخفتان و برگستوان  به وجود آورد و در اینکار پنجاه سال رنج برد . پنجاه سال دیگر رشتن و بافتن  و دوختن جامه را به آدمیان آموخت  و طبقات چهار گانه : 

کاتوزیان (=آتوریان،آذربان یا همان روحانیان )  و 

 نیساریان (=رتشتاران یا جنگجویان)و 

 نسودیان(=پسودیان=کشاورزان) و  

اهنوخوشی(=هوتوخشی=دست ورزی یاهمان صنعت کاران) 

را پدید آوردو پایگاه هر یک رامعلوم کرد . 

سپس دیوان رابفرمود تا خاک را با آب در آمیزند و خانه برآورند  و آنگاه گوهر ها را از سنگ بیرون آورد و سپس بوی های خوش را پدیدار کرد و کشتی رانی به مردمان آموخت و در این ها نیز پنجاه سال رنج برد .پس تختی ساخت  که چون می خواست دیو بر می داشت و از هامون به گردون بر می افراشت و در روز هرمزد از ماه از ماه فروردین بر اینتخت جلوس کرد و مردم آن روز را نوروز خواندند.جمشید با این نیکی ها  و با پرستش خداوند  و درستی 300سال پادشاهی کرد و در این مدت هیچ بدی در جهان نبود و کسی از مرگ رنجه  نمی شد. جنگ و درد مندی و بیماری و جود نداشت  و دیوان رهی وار به خدمت شاه میان بسته بودند و مرغان در برابر تختش صف زده  و آدمیان به اطاعت در آمده، 

      ولی او ناگهان به خود مغرور شد و خویشتن را خدای جهان دانست و چون چنین گفت فر کیانی از او بگسست و هر کس از گوشه ای سر برآورد و سرانجام سپاهی بزرگ از ایران به سوی تازیان رفت و ضحاک را به پادشاهی ایران برگزیدو او به ایران آمد و از ایرانیان و تازیان لشگری گرد آورد و بر جمشید بتاخت و چون جمشید کار را برخودتنگ دید دست از تخت بشست و بگریخت و صد سال پنهان بود و پس از صد سال روزی برکنار دریای چین پدیدار شد و ضحاک همین که او را یافت با اره دونیمش کرد و دو خواهر وی یکی  ارنواز  و دیگری  شهرناز  را به زنی گرفت.

جمشید موجودی جاویدان است و اگر چه در شمار خدایان نیست ولی با آن ها برابری داردو در روشنی مطلق آسمانی زندگی می کند وبه آدمیان زندگی می بخشد.در ایران زندگی جمشید و سلیمان به هم شبیه بودند.

جمشید در ادبیات به  قدرت  و شوکت شهرت دارد

تاریخ ارسال: جمعه 18 دی‌ماه سال 1388 ساعت 11:07 ب.ظ | نویسنده: غلامرضا عبادی | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد